شهدای گمنام هشتپر 94/11/08

احمد جان تمام لحظاتی که با تو بوده ام برایم درس بود ،درس اخلاق 

حقیقتاً نمی دانستم که با رفتنت هم به من درس میدهی

هرگز به تاثیر تو بعد از رفتنت فکر نکرده بودم امروز تاثیراش را دیدم

احمد جان امروز میهمان دوستانت در شمال کشورمان بودم

میهمان کسانی که حتی نامشان را نمی دانم

اما تو قطعا می دانی

به یاد روز های که مزار شهدا را با هم گلباران می کردیم

به یاد بویی گلابی که با دستانت بر مزار شهدا می پیچید

 

به یاد تمام دلتنگی هایم

احمد جان تو رفتی و من به تو نزدیک تر میشوم

رفیق دلتنگیم را به دوستانت یاد آور می شوم

شرمنده ام که نمیتوانم به گلستانی که منزلگاه تو است بیایم

رفیق من هر روز به یادت هستم

هر روز دلتنگت میشوم

اما تمام دلتنگیم را پنچ شنبه ها به دوستانت میگویم

دوستت دارم،برای تمام مهربانی هایت،برای تمام سادگیت،برای تمام لبخند هایت،برای تمام صداقتت،برای تمام دلگرمی هایت،برای تمام تذکراتت،برای تمام خوبی هایت،برای معرفتت،برای تلاشت،برای تمام کمک هایت،برای تمام احترامت،برای تمام شوخی هایت و برای تمام ....

رفیق در تمام روزگاردوستیمان جز مزاحمت چیزی برایت نداشتم

اکنون نیز ،مرا ببخشد که مزاحم دوستانت میشوم

و بدان که من صدایت را می شنوم

و برای همه چیز ممنون

پویا پارسا داداشی

94/11/08     

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید